دفتر نشر اثار واندیشه های حجت الاسلام سروری

×
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
چهارشنبه, 02 مرداد 1398
کودکان در فضای مجازی نوجوانان در فضای مجازی خانواده و شبکه های اجتماعی میوه های اخلاقی انبیاء زندگی و خدا فصل دل تکانی خصوصیات مرد خوب و اهل زندگی بر باد رفته منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر پله ای تا خدا اقتصاد مقاومتی تولید اشتغال در دست چاپ در دست چاپ در دست چاپ
آیه های زندگی
آیه های زندگی
آیه های زندگی

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ سوره حجرات ایه 12

 

ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، از بسیاری‌ ازگمانها بپرهیزید که‌ پاره‌ای‌ از گمانها گناه‌ است‌…

[ آرشیو کامل ]

مرد صابونی با اين حال، لايق ديدار ما نيست

مرحوم علامه سیدمحمد حسین حسینی طهرانی در خصوص ارتباط با حضرت ولی عصر(عج) می‌نویسد: امروزه راه تشرّف به حقیقت ولایت آن حضرت باز است و مهم هم همین است؛ ولی نیاز به مجاهده با نفس اماره و تزکیه اخلاق دارد، نیاز به سیر و سلوک در راه عرفان حضرت احدیت سبحانه و تعالی دارد، خواه ظهور خارجی و عمومی آن حضرت به زودی واقع گردد، یا واقع نگردد؛ زیرا خداوند ظالم نیست و راه وصول را برای افرادی که مشتاقند نبسته است؛ این در پیوسته باز است و دعوت محبان و مشتاقان و عاشقان را لبیک می‌گوید.

پس عمده کار، معرفت به حقیقت آن حضرت است، نه تشرّف به حضور بدن مادی و طبیعی. از تشرّف به حضور بدن مادی و طبیعی فقط همین مقدار بهره می‌گیرد، ولی از تشرّف به حضور حقیقت و ولایت آن حضرت سرّش پاک می‌شود و به لقاء حضرت محبوب (خداوند متعال) فایز می‌گردد.

علامه طهرانی در جلد اول کتاب «مطلع انوار» ص 119، حکایتی عبرت‌انگیز از اشتیاق به حضرت حجت (عج) آورده است بدین شرح:

مردی صابون فروش بسیار اشتیاق زیارت حضرت ولیّ عصر(عج) را داشت و در فرج حضرت بی‌صبر و قرار بود، همیشه گریان و لقای آن حضرت را مشتاق بود. روزی یکی از ابدال حضرت به نزد او رسیده گفت: بیا برویم خدمت حضرت!

مرد صابون فروش با کمال اشتیاق حرکت نموده سر از پا نشناخت. او را مقداری راه برد،   قبل از رسيدن به خيمه، هوا ابرى شد و نم نم باران شروع به فرو ريختن كرد، ناگهان سقط فروش به ياد اين  افتاد كه مقدارى صابون ساخته و براى خشك شدن بر بام خانه ريخته اگر اين باران ببارد، وضع صابون چه خواهد شد؟ در اين حال بود كه ناگهان صداى حضرت حجت حق برخاست كه حضرت فرمودند: رُدّوه فإنه رجلٌ صابونیٌّ! برگردانید او را؛ همانا او مرد صابونی است! او با اين حال، لايق ديدار ما نيست!!

تاریخ : 31 فروردین 1398 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 59
تشرف ملاقاسم رشتی

در زمان آيت الله كلباسي (حاجي كلباسي) و آيت الله شفتي (سيد حجت الاسلام)، (اعلي الله مقامهما الشريف)، بين دو نفر از آقايان علما، اختلافي پيدا شده بود. ملاقاسم علي رشتي كه از عالم‌هاي نامي تهران بوده، مي‌آيد ميان آنها را اصلاح بدهد. پس از آن كه اصلاح مي‌دهد، (روز سه شنبه بوده) مي‌گويد: برويم تخت فولاد و لسان الارض، زيارت اهل قبور. مي‌دانيد بعد از وادي السلام نجف، قبرستاني به عظمت و معنويت و مثل قبرستان تخت فولاد اصفهان نيست[1] اوليايي كه در اين سرزمين هستند. به تخت فولاد كه مي‌رسند. 

تاریخ : 25 فروردین 1398 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 58
تشرف علی محمد کتابفروش

علی محمد دستش را سمت کاسه برد و سریع آن را جلوی دهانش گرفت. باز هم آن سرفه های لعنتی به سراغش آمده بودند و راه نفسش را گرفته بودند. بوی خون فضای دهانش را پر کرده بود. او این بار هم مثل همیشه بی حال روی بالشتش افتاد و به سید علی آقای شوشتری نگاه کرد. سید که کارش طبابت نبود، چون حال علی محمد کتابفروش را این طور می دید، هر از چندی به بالینش می آمد ودر حالی که می دانست کارش بی فایده است،  به اصطلاح او را دوا و درمان می کرد و گاهی هم حمد شفایی می خواند

تاریخ : 25 فروردین 1398 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 114

وقتی امام زمان (عج)به علی بن مهزیار فرمودند چرا دیر آمدی؟

علی بن مهزیار جواب داد:قاصد شما دیر آمد دنبالم.

امام زمان (عج)فرمودند:نه.دلیل دیرآمدنت ۳چیز است.

کَثَّرتُمُ الأموَالَ وَ تَحَیَّرتُم عَلی ضُعَفَاءِ المُؤمِنِین، وَ قَطَعتُمُ الرَّحِمَ الَّذِیَ بَینَکُم،

۱- شما به دنبال جمع کردن مال و ثروت هستید(کَثَّرتُمُ الأموَالَ

۲- به ضعیفتر از خودتان ظلم می کنید(وَ تَحَیَّرتُم عَلی ضُعَفَاءِ المُؤمِنِین،)

۳-شما قطع رحم می کنید(وَ قَطَعتُمُ الرَّحِمَ الَّذِیَ بَینَکُم،)

...........................................

 

 

تاریخ : 5 آذر 1395 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 940
محبت امام زمان(عج) به شیخ مفید

محمّد بن محمّد بن نعمان که از علمای بسیار برجسته شیعه و مورد قبول شیعه و اهل تسنّن بود و مرجع خاص و عام به شمار می رفت و بیش از 200 کتاب اسلامی نوشت و آبروی شیعه در قرن پنجم بود و در همه رشته های علوم اسلامی استاد و نابغه به شمار می آمد.

روزی در خانه بود، شخصی به حضورش آمد و پرسید زنی حامله فوت کرده ولی بچه در رحمش زنده است، آیا او را همانطور دفن کنیم، یا شکمش را شکافته و بچه اش را بیرون آوریم؟

تاریخ : 12 دی 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 1884
تشرف پدر آیت الله مرعشی نجفی
تشرف پدر آیت الله مرعشی نجفی

نقل است که پدر آیه الله العظمی مرعشی نجفی که از علماء و بزرگان بوده است چهل روز در مسجد سهله و کوفه متوسل به حضرت امام زمان می شود؛ بالاخره به مقصودش نائل گشته و در عالم مکاشفه یا بیداری به خدمت حضرت مشرف می شود و مطالبی را که در نظر داشته از حضرت می پرسد و جواب می گیرد.
از جمله سؤالاتش این بود که: قبر مادرمان حضرت صدیقه کجاست؟
حضرت می فرمایند: کشف این سر در زمان غیبت ما نمی شود؛ اما اگر دلتان گرفت و خواستید مادر ما را زیارت کنید، بروید قم و قبر فاطمه معصومه را زیارت کنید!

تاریخ : 16 مرداد 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 2131
سفارش امام زمان : نماز اول وقت

صدای اذان از رادیو ماشین به گوش رسید، جوانی كه در كنارم نشسته بود بلند شد و به طرف راننده رفت و به او گفت: آقای راننده! می خواهم نماز بخوانم.

راننده با بی تفاوتی و بی خیالی گفت: برو بابا حالا كی نماز می خواند! بعدش هم توجهی به این مطلب نكرد، ولی جوان با جدیت گفت: به تو می گویم نگهدار!...

راننده فهمید كه او بسیار جدی است، گفت: اینجا كه جای نماز خواندن نیست، وسط بیابان، بگذار به یك قهوه خانه یا شهری برسیم، بعد نگه می دارم.

خلاصه بحث بالا گرفت راننده چاره ای جز نگه داشتن نداشت. بالاخره ماشین را در كنار جاده نگه داشت، جوان پیاده شد و نمازش را با آرامش و طمأنینه خواند، من هم به تأسی از وی نماز خواندم. پس از نماز وقتی در كنار هم نشستیم و ماشین حركت كرد از او پرسیدم: چه چیز باعث شده كه نمازتان را اول وقت خواندید؟

گفت: من به امام زمانم، حضرت ولی عصر(عج) تعهد داده ام كه نماز را اول وقت بخوانم.

تاریخ : 17 اردیبهشت 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 3279
سید کریم کفاش وامام زمان

روزی امام زمان در مغازه عبدالکریم کفاش نشسته بودن که رو میکنند به عبدالکریم و میگویند:

عبدالکریم کفش های منو ببین نیاز به وصله دارن

عبدالکریم جواب میدن:آقا به روی چشم اما اجازه بدهید اول سفارش های مردم رو تموم کنم بعد به کفش های شما برسم.(البته چون آقا امر نكرده بودند اين جواب را داد)

امام زمان برای بار دوم می فرمایند:عبدالکریم کفش های من نیاز به وصله دارن برام بدوزش.

بازم هم عبدالکریم همان پاسخ را میدهند.

برای بار سوم امام زمان می فرمایند عبدالکریم کفش های منو برام بدوز.

این بار عبدالکریم کفاش از جایش برمیخیزد و به جلوی آقا میره و آقا رو بغل میکنه و محکم فشار میده و میگه آقاجان قربونت برم من که گفتم چشم اما اگه بار دیگه بگین همینجوری که تو بغلم گرفتمت داد میزنم آی مردم بیاین که امام زمان اینجاست.

امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) می فرمایند عبدالکریم اگه اینطوری نبودی هرگز به سراغت نمی اومدیم...

تاریخ : 17 اردیبهشت 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 4811
پیرمرد خرابه نشین
تاریخ : 12 فروردین 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 2949
چگونه به محضر امام زمان  برسیم؟
تاریخ : 12 فروردین 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 2650
کودکان در فضای مجازی نوجوانان در فضای مجازی خانواده و شبکه های اجتماعی میوه های اخلاقی انبیاء زندگی و خدا فصل دل تکانی خصوصیات مرد خوب و اهل زندگی بر باد رفته منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر پله ای تا خدا اقتصاد مقاومتی تولید اشتغال زندگی با خورشید هشتم الفبای زندگی الفبای زندگی جلد 2 نقش ماهواره در زندگی بصیرت در زندگی اخلاق کریمانه فرهنگ و اقتصاد بی بصیرتانی از تاریخ کربلا هنر سخنوری در اعجاز بیان هنر سخنوری در اعجاز بیان چگونه سخنران خوبی شویم؟ یارانی از تبار عرشیان الفبای زندگی بصیرت در زندگی چاپ اول زندگی به سبک آفتاب خطبه فدکیه ،ذوالفقار فاطمه(س) همدلی و همزبانی دولت و ملت پنجره ای به زندگی اقتصاد مقاومتی ردپای گرگ در دست چاپ
دفترنشر آثار واندیشه های استاد سروری
طراحی و بهینه سازی : ثامن تم
X
کانال ایتااستاد