دفتر نشر اثار واندیشه های حجت الاسلام سروری

×
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
سه شنبه, 20 آذر 1397
کودکان در فضای مجازی نوجوانان در فضای مجازی خانواده و شبکه های اجتماعی میوه های اخلاقی انبیاء زندگی و خدا فصل دل تکانی خصوصیات مرد خوب و اهل زندگی بر باد رفته منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر پله ای تا خدا اقتصاد مقاومتی تولید اشتغال در دست چاپ در دست چاپ در دست چاپ
آیه های زندگی
وعده حکومت الهی
وعده حکومت الهی


«وَعَدَاللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّنَّهُمْ في الاَرْضِ كَما اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الِّذي ارْتَضي لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً يَعْبُدُونَني لا يُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَاٌولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ آيه 55 سوره نور

خدا به کسانی از شما بندگان که (به خدا و حجّت عصر علیه السّلام) ایمان آرند و نیکوکار گردند وعده فرمود که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافتشان دهد چنانکه امم صالح پیمبران سلف را جانشین پیشینیان آنها نمود، و دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است بر همه ادیان) تمکین و تسلط عطا کند و به همه آنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی، بی هیچ شائبه، شرک و ریا پرستش کنند، و بعد از آن هر که کافر شود پس آنان به حقیقت همان فاسقان تبهکارند.

[ آرشیو کامل ]

هدایت در قرآن

موضوع :هدایت در قرآن

 

 

در آیه های پانزده و شانزده سوره مبارکه مائده فلسفه نزول کتاب خدا را بیان می‌کند.

قَدْ جَاءَكُم‌ مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ كِتَـٰبٌ مُّبِينٌ،این دومساله يَهْدِی‌ بِهِ اللَهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ‌ السَّلامُ

این سه مسئله، وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَـٰتِ إِلَی‌ النُّورِ بِإِذْنِهِ این چهار مسئله،وَ يَهْدِيهِمْ إِلَی‌ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

یقینا این آیه از آیات بسیار مهم کتاب خداست و خیلی کامل و جامع جایگاه قرآن کریم را در زندگی انسان روشن می‌کند، در بخش اول می‌فرماید قَدْ جَاءَكُم‌ مِنَ اللَهِ نُورٌ وَ كِتَـٰبٌ مُّبِينٌ ، این کتابی که به سوی شما آمده نور است و از طرف پروردگار، از طرف خداوند این نور آمده است.

 

دو واژة مهم در قرآن کریم به کاررفته که برای همه ما قابل تحمل ودقت  است.

 

"هدایت" یعنی فراهم آوردن وسایل سعادت  واژه "هدایت" با مشتقات آن ۳۰۵ باردر قران کریم به کاررفته ایت

 

 و "ضلالت"یعنی از بین بردن زمینه‌های مساعددرمسیر زندگی  این واژه "ضلالت" و مشتقات آن ۲۱۳ باردرقرآنبه کار رفته است.

خداوند مهربان برای هدایت مردم، نجات مردم  ،دست گیری از مردم با 114 کتاب نازل کرده و نبوت 124 هزار نفر از انبیاء عظام انجام داده است .

 

قرآن کریم در بحث هدایت  مردم را اختصاص به چهار گروه می داند:

یکجا می‌فرماید: «هُدىً‏ لِلنَّاس‏» (بقره/۱۸۵) هدایت برای همه مردم،

یکجا می‌فرماید: «هُدىً‏ لِلْمُتَّقِین‏» (بقره/۲) هدایت برای افراد با تقوی،

یکجا می‌فرماید: «وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمِینَ‏» (نحل/۸۹) هدایت برای مسلمان‌ها،

یکجا می فرماید :«هُدىً‏ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» (یونس/۵۷) هدایت برای مؤمنین،

پس هدایت شوندگان توسط قرآن، مردم، مسلمین، مؤمنین، متقین، هدایت قرآن فراگیر است . قرآن یک مراتبی‌اش برای همه مردم است. همه استفاده می‌کنند. یک مراتبش برای مسلمان است. یک مراتبش برای مؤمن است. یک مراتبی برای متقین است. لذا هدایتش هدایت فراگیر و عام است.
سؤال ، قرآن به چه چیزی هدایت می‌کند؟ سه محور در قرآن برای هدایت آمده است. اگر کسی با این قرآن انس پیدا کرد، انس یعنی چه؟ یعنی بخواند و به معانی دقت کند، بفهمد، قرآن را در زندگی‌اش پیاده کند. اگر کسی در زندگی‌اش با قرآن انس پیدا کرد، سه هدایت پیدا می‌کند.

قرآن سه محور هدایت دارد.

1- «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی‏ لِلَّتِی‏ هِیَ أَقْوَم‏» (اسراء/۹) آدم را به راه استوار هدایت می‌کند. نه متزلزل و متشنج، به راهی که مثل کوه آدم را نگه می‌دارد. پس قرآن هدایت می‌کند به راه استوار، محکم و با پشتوانه!

2- می‌فرماید: «یَهْدِی‏ بِهِ‏ اللَّهُ‏ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ» (مائده/۱۶) قرآن هدایت می‌کند به راه سالم، «سُبُل» جمع سبیل است یعنی راه‌ها، به راه‌های بدون اندوه، بدون رنج و بدون دغدغه!

3- اول سوره جن آمده است. وقتی جنی‌ها خدمت پیغمبر اکرم رسیدند و پیغمبر برایشان قرآن خواند، گفتند: «إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَبا یَهْدِی إِلَى الرُّشْد» (جن/۱) این قرآن شگفت است و هدایت به رشد می‌کند. قرآن به سه چیز هدایت می‌کند. اینها با هم منافات ندارد. راه استوار، راه سالم، راه رشد!
قرآن کلمه‌ی «سُحت» را برای اقتصاد ناسالم به کار برده است. می‌فرماید: یک عده ای زندگی‌شان با سُحت می‌گذرد. در روایت داریم رشوه، ربا، خرید و فروش وسایل گناه و حرام، کم فروشی، حقه و کلک و غش، سُحت است. اقتصاد ما اگر قرآنی شد «سُبُلَ السَّلامِ» است. اگر گفتمان ما قرآنی شود، سالم می‌شود. چون گفتمان قرآنی روی حدس آدم حرف نمی‌زند. «وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً» (احزاب/۷۰) می‌گویند: برده، خورده! شما از کجا می‌دانی؟ قیامت باید جواب بدهی. گفتار قرآنی گفتار بی‌ادبانه نیست. «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» (بقره/۸۳) با مردم قشنگ حرف می‌زند. دیدی حالا چطور قرآن به راه سالم هدایت می‌کند. ما قرآن را فقط خواندیم و فقط در خطبه‌های عقد و در مجالس عزا آوردیم. پیاده نکردیم. اگر پیاده می‌کردیم، اقتصاد قرآنی سالم است. گفتمان قرآنی سالم است. در گفتمان قرآنی تحقیر نیست. تمسخر نیست. «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ‏ مِنْ قَوْم‏» (حجرات/۱۱) گفتمان قرآنی درونش غیبت نیست. گفتمان قرآنی درونش نام بد گذاشتن برای همدیگر نیست. الآن در جامعه ما چقدر گفتمان قرآنی است؟ اگر من اینها را تا فردا صبح هم بگویم، تمام نمی‌شود.
قرآن می‌گوید: من هدایت می‌کنم به «سُبُلَ السَّلامِ»، راه سلامت. راه سلامت در اقتصاد، راه سلامت در گفتار، راه سلامت در روابط خانوادگی. چرا آمار طلاق ما در کشور اینچنین است؟ اگر زندگی‌های ما قرآنی باشد، آقایان «عاشِرُوهُنَ‏ بِالْمَعْرُوف‏» (نساء/۱۹) با زنان معاشرت نیکو دارند. خانم‌ها اقتدار مرد را نمی‌شکنند و مدیریت مرد را لکه‌دار نمی‌کنند. چون «الرِّجالُ‏ قَوَّامُونَ‏ عَلَى النِّساء» (نساء/۳۴) نمی‌گوید: «جَبّارون» مرد زور بگوید. نه! ستون خیمه‌ی خانه مرد است. امروز این اقتدار در خیلی خانواده‌ها شکسته شده است. لذا طلاق می‌شود. لذا بچه حرف پدرش را گوش نمی‌دهد. چون مادر وقتی اقتدار مرد را شکست، دیگر بچه حرف گوش نمی‌دهد. «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُم‏» (تحریم/۶) خانواده‌ی قرآنی، خودت را کنترل کن و بچه‌ات را کنترل کن.
مدیریت قرآنی؛ مدیریت قرآنی می‌گوید: کار را دست کسی بدهید که هم علم دارد، هم تخصص دارد. قرآن می‌فرماید: یوسف گفت: به من مسئولیت بدهید. چون من هم علم دارم، هم تخصص دارم. هم تعهد دارم. عالمان بی تخصص، متخصصان و عالمان بی تعهد، دست به اختلاس می‌زنند. متدینان و متعهدان بی علم خراب می‌کنند و هزینه‌اش بالاتر است. پس مدیریت ما باید قرآنی شود. حاکمیت، اگر در جامعه ما حاکمیت اسلامی باشد، ظلم نیست. چون حاکمیت قرآنی این حاکمیت است. «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ‏ وَ الْإِحْسانِ» (نحل/۹۰) عدل و احسان، «وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ» حاکمیت قرآنی، حاکم به مردم ستم نمی‌کند. در حاکمیت قرآنی تفاوتی بین حاکم و مردم از نظر حقوق نیست. ما اگر اینها را بفهمیم قرآن را فهمیدیم. «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی‏ لِلَّتِی‏ هِیَ أَقْوَم‏» (اسراء/۹) «یَهْدِی‏ بِهِ‏ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ» چطور قرآن ما را به «سُبُلَ السَّلامِ» می‌برد؟ «سُبُلَ السَّلامِ» سلامت اقتصاد، سلامت خانواده، سلامت حاکمیت، سلامت مدیریت، سلامت گفتار، سلامت روابط اجتماعی، این یکی از اوصافی است که برای قرآن ذکر شده است.
دومین ویژگی که قرآن در چند آیه برای خودش ذکر می‌کند شفاء است. می‌فرماید: «وَ نُنَزِّلُ‏ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» (اسراء/۸۲) یک پزشک زمانی دارویش اثر می‌کند که ۱- مریض به او مراجعه کند. اگر متخصص‌ترین پزشک در یک شهری باشد، مریض به او مراجعه نکند، این مریض خوب نمی‌شود. ۲- به این پزشک معتقد باشد. از همان اول نگوید: نخیر این بی‌خود حرف می‌زند. اعتقاد به تخصص پزشک داشته باشد. ۳- داروی پزشک را بگیرد. ۴- آن دارو را عمل کند. برای شفای بیماری‌های جسمی، چهار مقدمه لازم است. مراجعه به پزشک، اعتقاد به پزشک، اعتقاد به طبابت منظور است. گرفتن دارو و عمل به دستور و نسخه. قرآن شفاست، ۱- باید به قرآن مراجعه کرد. قرآن برای ابوجهل که شفاء نیست. چون به آن مراجعه نمی‌کند. قرآن برای ابوسفیان که شفاء نیست. چون به آن مراجعه نمی‌کند. ۲- وقتی مراجعه کرد، اعتقاد به قرآن داشته باشد. نگوید: قرآن برای قدیم بود الآن دیگر کاربرد ندارد. نه! امام رضا فرمود: قرآن مثل خورشید است. خورشید برای قدیم است؟ کسی می‌تواند بگوید:آفتاب برای ۱۴۰۰ سال پیش است؟ نه! شمس هر روز مفید است. کسی می‌تواند بگوید: دریا برای قدیم است. نه! دریا همیشه مفید است. قرآن بحر عمیق است. قرآن شمس جاری است. ۳- از قرآن نسخه بگیرد. راهکار بگیرد. اگر کینه‌ای است، حسود است، مال پرست است، راه درمانش را از قرآن بگیرد. ۴- عمل کند.
پس قرآن شفاء است. برای کسانی که به آن مراجعه کنند. معتقد باشند. نسخه بگیرند و نسخه را عمل کنند. این تأثیرگذار می‌شود. لذا انکار نمی‌کنم ولی اینهایی که دنبال بیماری‌های جسمی از قرآن هستند، شفایش را پیدا نمی‌کنند. پا درد و دست درد، قرآن برای این چیزها نیامده است. من نمی‌گویم اثر ندارد. در روایت داریم هفتاد مرتبه سوره حمد را برای مریض بخوانید، امید داشته باشید خوب شود. اما قرآن داروی میگرن و سرطان نیست. قرآن داروی زخم معده و پا درد و آرتروز نیست. توقع از این کتاب این نیست. «شِفاءٌ لِما فِی‏ الصُّدُورِ» (یونس/۵۷) نه جسم، شفای درون!
خویش را صد آب شوی از کینه‌ها *** و آنگه شراب عشق را پیمانه شو، پیمانه شو
شراب عشقی است که کینه را می‌برد. این ویژگی دوم قرآن بود. ویژگی سوم رحمت است. «وَ نُنَزِّلُ‏ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» (اسراء/۸۲) چرا اول شفاء آمده و بعد رحمت آمده است؟ شما الآن یکجایی که می‌خواهید بسازید، اول آشغال‌هایش را می‌برید، بعد آرایش می‌کنید. مراکزی که کوتاه کردن مو را انجام می‌دهند، اول پیرایش می‌کنند بعد آرایش. یعنی موهای اضافی را می‌زند و بعد باقیمانده را تنظیم می‌کند. آدم وقتی به قرآن مراجعه می‌کند، اول شفاء است. یعنی بیرون ریختن عوارض، بعد رحمت است. یعنی آرایش، لذا رحمت نوسازی است. رحمت شکوفایی است. رحمت رشد است، اما شفاء پاکسازی است. قرآن شفاء می‌دهد، یعنی عیوب را می‌زداید. بعد رحمت است. درست مثل کشاورز، الآن کشاورز وقتی به زمین می‌آید، اول آفت زدایی می‌کنند. شخم می‌زنند، اضافی درخت را می‌گیرند، وقتی گرفتند این درخت رشد می‌کند. دیدید قرآن هم شفاء است، هم رحمت است. این دو مرحله است، زدایش، رویش! پیرایش، آرایش، یکی از ویژگی‌های قرآن رحمت است. اگر کسی می‌خواهد از رحمت خدا برخوردار شود، من یک راه ساده‌اش را می‌گویم. در روایت داریم «اِرحموا تُرحموا» به هم رحم کنید، خدا هم به شما رحم کند. کسی که به خانواده‌اش رحم نمی‌کند و با اعتیادش خانواده‌اش را به بدبختی کشیده است، کسی که با بی توجهی زندگی‌اش را تأمین نمی‌کند، خدای نکرده تعالیم نادرست به خانواده می‌دهد، می‌خواهد خدا به او رحم کند؟ کاسبی که به مشتری رحم نمی‌کند، ما حاضر نیستیم بگذریم از هم، می‌خواهیم خدا از ما بگذرد؟
ویژگی چهارم فرقان است. در قرآن چند جا این تعبیر آمده است. از جمله اول سوره فرقان، یک سوره به این نام داریم. «تَبارَکَ‏ الَّذِی‏ نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ» (فرقان/۱) فرقان از فرق می‌آید یعنی جدا کننده! قرآن چه چیزی را از چه جدا می‌کند؟ حق را از باطل، حلال را از حرام، پاکی را از ناپاکی، عالم را از غیر عالم، زشتی را از زیبایی، به تعبیر واژگان علمی سره را از ناسره جدا می‌کند. این چهارمین ویژگی بود. اگر کسی به قرآن مراجعه کرد، قرآن فرقان است. قرآن چیست؟ چهار ویژگی را بیان کردیم. قرآن هدایت است. شفاء است. رحمت است، فرقان است.
یکی دیگر از تعابیری که در قرآن کریم آمده است، کلمه‌ی بصائر است. بصائر جمع بصیرت است. یعنی روشنی، در سوره مبارکه انعام می‌فرماید: «قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ‏ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ» (انعام/۱۰۴) قرآن کتاب بصیرت است. یعنی دلایل روشن، آشکار، بینش دادن، فهم دادن، اقراء به جهل ندارد، نمی‌خواهد با نادانی مردم را به یک چیزی الزام کند. ما سه جور بصیرت نیاز داریم. بصیرت اول، بصیرت اعتقادی است. عقیده‌مان را درست کنیم. دنیا بازار عقاید است، کدامیک درست است باید مطالعه کرد. ۲- بصیرت اخلاقی، یعنی ببینیم چه اشکالی در ما هست آن را رفع کنیم. «بَلِ‏ الْإِنْسانُ‏ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصِیرَه،وَ لَوْ أَلْقى‏ مَعاذِیرَهُ» (قیامه/۱۴و۱۵) ۳- بصیرت سیاسی و اجتماعی، در قصه‌هایی که در دنیا پیش می‌آید چه موضعی بگیریم. همه ما به این سه بصیرت نیاز داریم. اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، آخر سوره یوسف خدا به پیغمبر می‌فرماید: «قُل» پیغمبر به همه بگو. این را به عنوان یک دستورالعمل بگو. «قُلْ هذِهِ‏ سَبِیلِی‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِیرَهٍ» (یوسف/۱۰۸) من مردم را با بصیرت به دینم دعوت می‌کنم. نه با جهل و نادانی و خرافات!
پیغمبر پسرش از دنیا رفت، ابراهیم هجده ماهه بود. خورشید گرفت. بعضی گفتند: بخاطر مرگ ابراهیم بوده است. می‌توانست از این موقعیت سوء استفاده کند. العیاذ بالله! چون کسی خبر از خسوف و کسوف در آن زمان نداشت. علم اینقدر پیشرفت نکرده بود که علت خورشید گرفتگی را بدانند. اما پیغمبر مردم را جمع کرد و فرمود: «ان الشمس و القمر لا یَنخَسفان بموت احد» ماه و خورشید برای مرگ کسی نمی‌گیرد. این امر طبیعی است. پسر من هم فوت کرده است. تصادفاً همزمان شده است. این دین آگاهی است.
آمد خدمت پیامبر گفت: یا رسول الله دو ماه فرصت بده مطالعه کنم. فرمود: چهار ماه فرصت می‌دهم. خدا می‌فرماید: مشرکین را در مکه راه ندهید، مگر مشرک بیاید حرف‌های شما را گوش بدهد، اشکالی ندارد. «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُم‏» (بقره/۱۱۱) تا اینجا به پنج ویژگی قرآن اشاره کردیم. بقیه را نگفتیم. قول فصل،تبیان، مهیمن،مصدق.
آخرین نکته که در مورد سخن رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم باید بگوییم این است که خدا در قرآن یک جاهایی شکوه کرده است. یکی از آن شکوه‌ها در سوره واقعه آیه ۷۵ تا ۸۱ است. در این آیات اول قسم می‌خورد «فَلا أُقْسِمُ‏ بِمَواقِعِ النُّجُومِ، وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ» بعد از اینکه قسم خورد، می‌فرماید: این قرآن کریم است. «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ، فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ» نزد خدا محفوظ است. «لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹) پاکیزه‌ها می‌توانند از آن استفاده کنند. «تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ» (واقعه/۸۰) خدا این را فرستاده است. بعد از همه این تعریف‌ها، گله را شروع می‌کند. «أَ فَبِهذَا الْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ» (واقعه/۸۱) شما به این قرآن سستی می‌کنید؟ ادهان از دُهن است، دُهن یعنی روغن. یعنی روغن مالی، ملاعبت، سستی و جدی نگرفتن! یعنی کوتاهی و از کنار قرآن اعراض کردن. خدا در سوره مبارکه واقعه، آیات ۷۵ تا ۸۱ گله می‌کند از سستی به قرآن. سستی به قرآن چیست؟ بلد نباشیم بخوانیم. بخوانیم و نفهمیم. بخوانیم و بفهمیم و عمل نکنیم. بخوانیم و بفهمیم و عمل کنیم، عمل را حفظ نکنیم! اینها همه سستی به قرآن است.
جای دیگر هم که خدا گله کرده است در سوره مبارکه فرقان آیه ۳۰، آنجا هم عجیب است که سر تا سر قرآن ظاهراً همین یکجا باشد که رسول خدا گله کرده است. می‌فرماید: «وَ قالَ الرَّسُولُ‏ یا رَبِ‏ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً» خدای مردم قرآن را مهجور کردند. مهجور از هَجر می‌آید. هَجر یعنی قهر، یعنی با قرآن قهر کرده است. جدا شدند از قرآن، امام صادق(ع) در روایتی تکلیف این شکوه‌ها را معلوم کردند و فرمودند: اگر می‌خواهید حق قرآن را ادا کنید، این چند کار را انجام بدهید. چون خدا در قرآن می‌گوید: «حَقَّ تِلاوَتِهِ‏» (بقره/۱۲۱) حق تلاوت قرآن را رعایت کنید. امام صادق فرمودند: اگر می‌خواهید حق تلاوت قرآن را رعایت کنید، این چند امر را انجام بدهید. «یرتلون‏ آیاته» یعنى آیات قرآن را با ترتیل، آرام آرام بخوانید. «یَتَفهمون معانیه» معانی‌اش را بفهمید. «یعملون باحکامه» اگر احکام دارد، نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، عمل کنید. «یَرجون وَعدَهُ» (ارشادالقلوب/ج۱/ص۷۸) اگر وعده داده و گفته: بهشت، رضوان، جنت راضیه و مرضیه، اگر وعده می‌دهد امید پیدا کنید .«یخشون عذابه» اگر از عذاب می‌ترساند، شما هم بترسید. «یتمثلون قِصَصَهُ» قصه‌هایش را در زندگی‌تان پیاده کنید. «یأتون اوامره» امرش را اجرا کنید. «یَجتَنبون نواهیه» نواهی و نهی‌اش را کنار بگذارید.

:: دسته : سخنرانی مکتوب
تاریخ : 19 بهمن 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 486
مطالب مشابه :



توجه : پرکردن فیلدهای ستاره دار الزامی است.
نام:*
ایمیل:*
کد امنیتی: *

کودکان در فضای مجازی نوجوانان در فضای مجازی خانواده و شبکه های اجتماعی میوه های اخلاقی انبیاء زندگی و خدا فصل دل تکانی خصوصیات مرد خوب و اهل زندگی بر باد رفته منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر پله ای تا خدا اقتصاد مقاومتی تولید اشتغال زندگی با خورشید هشتم الفبای زندگی الفبای زندگی جلد 2 نقش ماهواره در زندگی بصیرت در زندگی اخلاق کریمانه فرهنگ و اقتصاد بی بصیرتانی از تاریخ کربلا هنر سخنوری در اعجاز بیان هنر سخنوری در اعجاز بیان چگونه سخنران خوبی شویم؟ یارانی از تبار عرشیان الفبای زندگی بصیرت در زندگی چاپ اول زندگی به سبک آفتاب خطبه فدکیه ،ذوالفقار فاطمه(س) همدلی و همزبانی دولت و ملت پنجره ای به زندگی اقتصاد مقاومتی ردپای گرگ در دست چاپ
دفترنشر آثار واندیشه های استاد سروری
طراحی و بهینه سازی : ثامن تم
X
کانال ایتااستاد