دفتر نشر اثار واندیشه های حجت الاسلام سروری

×
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
پنج شنبه, 27 مهر 1396
ردپای گرگ اقتصاد مقاومتی پنجره ای به زندگی همدلی و همزبانی دولت و ملت خطبه فدکیه ،ذوالفقار فاطمه(س) زندگی به سبک آفتاب زندگی با خورشید هشتم الفبای زندگی الفبای زندگی جلد 2 نقش ماهواره در زندگی بصیرت در زندگی اخلاق کریمانه فرهنگ و اقتصاد در دست چاپ در دست چاپ در دست چاپ
آیه های زندگی
تجارت  وسود ده برابری
تجارت وسود ده برابری


«مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» ؛ «هر کس کار نيکي بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد» (انعام / 160)

 

[ آرشیو کامل ]

چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟

طرح شبهه:

مي گويند فاطمه را شبانه دفن كرده اند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه بود که نمي خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.

تاریخ : 8 اسفند 1395 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 493
شبهه مکه رفتن

دانشجو: قصد عمره دارم. اطرافیان شبهه می‌کنند که پولش را به فقیر بده و نه به این عرب‌ها، ثوابش بیشتر است. خدا به عمره‌ی تو نیازی ندارد و خانه‌ای هم ندارد، به اسم خدا مردم را فریب میدهند  و...؛ چه کنم.؟

اجازه ندهید که با خلط مبحث و ایجاد شبهه مانع از تشخیص و انتخاب «عمل صالح» بین دو ثواب شوند.

یک سؤال منطقی این است که آیا صواب (کار درست) و ثواب (پاداش) عُمره بیشتر است و یا اهدای وجه آن به نیازمندان؟ خوب به این سؤال باید پاسخی منطقی داد. اما سخنان دیگر که خدا نیازی به عمره‌ی ما ندارد، نباید پول به عرب‌ها داد، به نام خدا مردم  را فریب می‌دهند، خدا خانه ندارد و ...، همه حواشی نادرست جهت سوء استفاده و ضد تبلیغ است. همین افراد عمراً حاضر نمی‌شوند تا هزینه سفرهای شمال و جنوب و یا خارج کشور خود و یا هزینه‌های چند ده میلیونی و چند صد میلیونی مراسم‌شان را صرف بی‌بضاعت‌ها کنند، اما حرف دین و زیارت که به وسط می‌آید، یاد فقرا می‌افتند(؟!)

 

تاریخ : 24 دی 1395 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 375
چرا  بعضی تصور می کنندخدا بعضی از انسان ها را بدبخت آفریده؟

جواب این سوال در تعریف بدبختی و بیچارگی است. واقعا بدبختی چیست؟

کسی که معاد را باور کرده و زندگی خود را منحصر به این دنیا نکرده و حیات اصلی را در عالمی دیگر می داند، چه چیزی را بدبختی می داند؟

وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ؛(عنکبوت/۶۴) زندگانى این دنیا چیزى جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سراى آخرت سراى زندگانى است.

تاریخ : 29 آذر 1395 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 490
پاسخ به یک شبهه عزاداری

همه ساله با نزدیک شدن دهه محرم و ایام عزاداری عمومی مسلمانان و به ویژه شیعیان جهان و البته بیش از همه در ایران، نه تنها شبهات، بلکه هجمه‌ی گسترده علیه "عزاداری" شدت می‌یابد؛ چرا که از این عزاداری‌ها می‌ترسند، و این خود مبین همان علت و اثر عزاداری‌های ما می‌باشد.

در عصری که به گاه کفر، شرک، فساد و فسق، دم از آزادی می‌زنند و حتی جنایات وحشتناک و نسل‌کشی را به نام "دموکراسی" مرتکب شده و تحقق "لیبرالیسم" را بهانه می‌کنند و می‌کوشند که عقاید فاسد و منحرف کننده و خسارت‌بار خود را با شعار «پلورالیسم دینی» توجه و تطهیر کنند، عبادات، دعا، زیارت یا عزاداری مسلمانان و از جمله شیعیان را بر نمی‌تابند! پس معلوم می‌شود که آثار بسیار سازنده‌ و مفیدی برای جهان اسلام و نیز عواقب بسیار خطرناکی برای جهان کفر و ظلم دارد، و ما برای همین عزاداری می‌کنیم.

تاریخ : 10 مهر 1395 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 625

در این باره از امام باقر (ع) روایت شده است که ایشان فرموده اند: خداوند برای دوزخ هفت طبقه (در) قرار داده است که آن ها عبارتند از:
1- جَحیم: آن بالاترین طبقه می باشد که اهل آن بر روی تخته سنگی می ایستند که از شدت حرارت آن، مغز سرشان به جوش می آید؛ مانند به جوش آمدن دیگ بر روی آتش.
2- لَظی: و آن مملو از شعله های سوزان آتش است که دست و پا و پوست را می کند و در خود ذوب می نماید و در آن کسانی که به فرمان خداوند پشت کرده و یا در پی جمع آوری اموال و ذخیره آن بوده اند جای می گیرند.

تاریخ : 14 فروردین 1394 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 1457
امام علي (ع) چگونه مردم را دعوت به تسليم در برابر خواست پروردگار مي نمايد؟

 

امام علي(عليه السلام) در بخش نخستين خطبه23 نهج البلاغه، براى تهذيب نفوس و پايان دادن به قسمت مهمّى از مفاسد اجتماعى، چنين مى فرمايد:
«اما بعد (از حمد و ثناى الهى، بدانيد!) مواهب پروردگار، مانند قطره هاى باران، از آسمان به زمين نازل مى شود و به هر کس، سهمى، زياد يا کم (مطابق آن چه خداوند مقدّر فرموده) مى رسد»; (أمَّا بَعْدُ: فَإِنَّ الاَْمْرَ يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ إِلَى الاَْرْضِ کَقَطَراتِ الْمَطَرِ إِلَى کُلِّ نَفْس بِمَا قُسِمَ لَهَا، مِنْ زِيَادَة أَوْ نُقْصَان).
تشبيه به دانه هاى باران، تشبيه بسيار جالبى است; چرا که دانه هاى لطيف باران، به فرمان الهى، به صورت هاى متفاوتى، در زمين هاى مختلف نازل مى شود. ارزاق الهى نيز از آسمان جود و رحمتش بر زمين حيات بشرى نازل مى گردد و کاملا با هم متفاوت است. در بعضى از زمين ها آن قدر مى بارد که نهرهاى عظيم جارى مى شود و در بعضى، در تمام سال، مقدار ناچيزى مى بارد.

تاریخ : 28 اسفند 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 1502

دانشمندان غربی با برهانی تحت عنوان «خدای حفره‌ها» مدعی شدند که با برهان نظم نمی‌توان خدا را به اثبات رساند. پاسخ چیست؟


در متن این سؤال آمده که آنها مدعی‌اند: بشر هزاران سال پیش علت بارش باران را نمی‌دانست و می‌گفت لابد «خدای باران» وجود دارد، اما ما اکنون علت بارش باران را می‌دانیم. نظم جهان نیز چنین است، چون علّتش را نمی‌دانم می‌گوییم لابد خدایی است و حال آن که ممکن است بعدها علتش را کشف کنیم. ما «حفره»های نادانی خود را با خدا پر می‌کنیم.

 

به طور کلی اذهان عمومی را با شعارهای جاهلانه فریب می‌دهند و نامش را هم علم می‌گذارند؛ لازم است نکات ذیل را با دقت مطالعه نمایید:

تاریخ : 2 دی 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 1389

سؤالی هم مطرح شده است درباره ازدواج حضرت سکینه، دختر امام حسین(ع) با مصعب بن زبیر که در این مورد هم پرسیده‌اند، آیا این ازدواج حقیقت داشته و چرا حضرت تن به این ازدواج داده است؟

از شواهد و قرائن برمی‌آید که این ازدواج، بعد از فاجعه کربلا بوده است. چون اگر در فاجعه کربلا ایشان متاهل بود، قطعاً انعکاسی پیدا می‌کرد کما این‌که خواهر ایشان، فاطمه دختر امام حسین(ع) متاهل بود و همسرش حسن(ع) مثنی، پسر امام مجتبی بود. اینجا هیچ سخنی از ازدواج یا همسر سکینه نمی‌بینید به‌خصوص اگر بخواهد همسرش مصعب باشد. بالاخره این همسر یا موافق آمدن ایشان بوده یا مخالف آن. این موضوع باید قطعاً به نوعی ثبت و ضبط می‌شد در حالی که هیچ چیزی در این باره نداریم. این ازدواج، اگر صحت داشته باشد، باید بعد از واقعه کربلا اتفاق افتاده باشد. من بر این باورم که این ازدواج یا صورت نگرفته و به غلط این‌طوری مشهور شده یا دست زبیریان درکار بوده برای به زیر سؤال بردن اهل بیت(ع) یا اگر هم صحت داشته مثل ازدواج ام‌کلثوم با خلیفه ثانی از روی جبر و اکراه و اجبار بوده است نه از روی میل. دلیل من این است‌ که طبق نقل‌های معتبری که داریم اهل بیت بعد از فاجعه کربلا یعنی تقریباً 6 سال، تا موقعی که مختار سر نحس عبیدالله زیاد و عمر سعد را برای امام سجاد نفرستاده بود، از سیاه بیرون نیامده بودند. زنان اهل بیت، شانه به سر نمی‌زدند و غذای گرمی نمی‌خوردند. یعنی نوشته‌اند دود از خانه آنها بلند نمی‌شد. این‌طور در فاجعه کربلا مصیبت‌زده بودند. در چنین مصیبتی، قطعاً ازدواج معنا ندارد. وقتی سیاه را درنمی‌آورند و شانه به سر نمی‌زنند، ازدواج کردن به طریق اولی، معنا و موضوعیت ندارد، مگر اینکه بگوییم بعد از این قضیه باشد. وقتی سر نحس این‌ها آمد، امام سجاد برای اولین بار، بعد از فاجعه کربلا، لبخند بر لبان مبارکش دیده شد، و فرمود حالا از سیاه دربیایید و زن‌ها خضاب بکنند و شانه بزنند. در این موقعیت، اگر بگوییم ازدواج صورت گرفته، موقعیتی است که صف زبیریان در دشمنی با اهل بیت کاملاً آشکار و مجزا شده است. یعنی موقعی است که مصعب بن زبیر از طرف برادرش عبدالله در برابر مختار ایستاده و قصد نابودی و قتل مختار را دارد. آیا معنا دارد که دختر امام حسین(ع) با کسی که دشمن قصاص‌کننده خون پدرش است، شوهر کند؟ یک آدم عادی این کار را نمی‌کند. به‌خصوص اینکه بخشی از جنایتکاران کربلا که از چنگ مختار فرار کرده بودند، به مصعب‌بن‌زبیر پیوسته بودند. حالا دختر امام حسین(ع) بیاید با کسی که پناهگاه قاتلان پدرش است، ازدواج کند؟ همان‌طور که گفتم یک آدم معمولی هم هرگز این کار را نمی‌کند که بخواهد با قاتلان پدرش شوهر کند یا کسی که به قاتلان پدرش پناه داده است. مگر اینکه بگوییم این قضیه - اگر واقعیت داشته باشد- با الزام و اکراه بوده است، چرا؟ چون حجاز در کنترل شدید زبیریان بود و عبدالله بن زبیر از بنی‌امیه در دشمنی با اهل بیت ،سرسخت‌تر بود. صلوات بر پیغمبر را از خطبه‌های نمازش حذف کرده بود. یزید صلوات می‌فرستاد، ولی او نمی‌فرستاد. نعوذبالله می‌گفت پیغمبر خاندان بسیار بدی دارد که هر وقت به او درود و صلوات فرستاده ‌شود، اینها گردن‌هایشان را بالا می‌آورند و فخر می‌فروشند. بعد در حجره زمزم، 26 نفر از بنی‌هاشم را زندانی کرده بود از جمله محمد حنفیه و حسن مثنی و عده‌ای دیگر را که چون با من بیعت نمی‌کنید، می‌خواهم شما را بسوزانم. اگر نیروهای مختار به دادشان نرسیده بودند، همه را سوزانده بود. کسی که این‌طور عمل می‌کند، هیچ‌ بعید نیست که فشار وارد کرده باشند که این دختر را باید به مصعب بن زبیر بدهید. البته سندی برای این مطلب، وجود ندارد و بنده در حال کار کردن و بررسی هستیم. پس همان‌طور که تأکید کردم یک فرد عادی در شرایط معمولی و طبیعی هم هرگز این کار را نمی‌کند چه برسد به خاندان امام حسین(ع).

تاریخ : 30 آذر 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 1630

آیا جهنم حرف می‌زند؟!

 

ظهور عده‌ای از آیات شریفه این است که: جهنم و آتش آخرت، شعور دارد. و دارای حیات می‌باشد. و جهنم اشخاص را می‌شناسد و آنان را می‌خواند. و با دیدن گناهکاران به غضب درمی‌آید و به خداوند می‌گوید: اهل مرا زیاد گردان. ما ابتدا برخی از آیات را نقل می‌کنیم و سپس آن‌ها را بررسی می‌نماییم. و سرانجام نظر دیگری اظهار خواهیم کرد:

" بل کذبوا بالساعة و اعتدنا لمن کذب بالساعة سعیرا اذا راتهم من مکان بعید سمعوا لها تغیظا و زفیرا" 1.

یعنی: کافران قیامت را تکذیب کردند، برای آنان که قیامت را تکذیب کنند آتش افروخته آماده کرده‌ایم چون آتش، آن‌ها را از دور ببیند، غلیظ شدید و صدای صفیر آن را می‌شنوند.

راغب در مفردات می‌گوید: غیظ به معنای خشم شدید و تغیظ اظهار غیظ است. زفیر به معنای صدای جهنم و صفیر آن است. فاعل راءتهم ، سعیر است به اعتبار جهنم. ظاهر این آیه شریفه این است که آتش جهنم، گناهکاران را می‌بیند. و با دیدن آن‌ها به خشم درمی‌آید و فریاد می‌کشد. در مجمع‌البیان از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که من مکان بعید مسیر یک سال است مسیرة سنة.

طبرسی در مجمع‌البیان این تعبیر را به‌طور تشبیه دانسته و می‌فرماید: کالتهاب الرجل المغتاظ. و نیز می‌فرماید: آن‌ها آتش ‍ را می‌بینند. و اینکه فرموده: آتش آن‌ها را می‌بیند؛ چون این رساتر از اولی است. المیزان نیز نظرش نظر مجمع‌البیان است. و می‌فرماید: آیه شریفه، تمثیل حالت آتش نسبت به آن‌هاست؛ چون روز قیامت در مقابل آن قرار گیرند، مانند شیر، وقتی که طعمه خودش را دید، همهمه می‌کند. ولی سخن این دو بزرگوار، خلاف ظهور آیات شریفه است:

" یوم نقول لجهنم هل امتلات و تقول هل من مزید" 2.

یعنی: یاد آر که روز قیامت به جهنم می‌گوییم: آیا از کفران پر شدی؟ می‌گوید: آیا دوزخیان بیش از این هم هستند؟.

ظهور این آیه نیز در شعور و گفتگوی جهنم است. بعضی‌ها گفته‌اند: این آیه زبان حال است نه زبان قال. به نظر بعضی این سوال از ماءموران جهنم خواهد بود اگر چه سوال به جهنم نسبت داده شده است.

در المیزان می‌فرماید: بهتر آن است که آیه حمل بر ظاهر شود؛ زیرا خداوند از سخن گفتن دست‌ها، پاها، پوست‌ها و غیر آن خبر داده است. و در سوره فصلت گذشت که علم و شعور، در همه موجودات ساری است.

در مجمع‌البیان می‌فرماید: در کلام جهنم، سه قول هست؛ اول اینکه: آن به طور تمثیل آمده و جهنم نسبت به وسعت آن مانند سخنگویی است که می‌گوید هنوز پر نشده‌ام. دوم اینکه: خداوند برای جهنم آلت تکلم خلق می‌کند و او جواب می‌دهد و این بعید نیست؛ زیرا خداوند دست‌ها و جوارح و پوست‌ها را نیز به سخن می‌آورد. سوم اینکه: خطاب به ماءموران جهنم است. و به‌صورت تقریر، به جهنم خطاب شده است. ولی چنانکه در آیه قبلی گفته شد: این‌ها خلاف ظاهر است و ظهور آیه در شعور و سخن گفتن جهنم می‌باشد:

" کلاً انها لظی نزاعة للشوی تدعوا من ادبر و تولی و جمع فاوعی " 3.

یعنی: نه، آتش جهنم شعله خاص است. پوستهای سر را بشدت می‌سوزاند. می‌خواند کسی را که به حق پشت کرده و از آن اعراض ‍ نموده است. و کسی را که مال دنیا را جمع کرده و در ظرف قرار داده و به طور غیر شرعی انباشته است .

شواة  به معنای اطراف بدن مثل دست، پا و سر است و نیز به معنای پوست سر می‌باشد. جمع آن شوی  می‌آید. لفظ تدعو که به معنای خواندن است دلالت بر شعور، حیات و تکلم آتش دارد، که اعراض کنندگان از حق را به سوی خود می‌خواند و می‌گوید: به طرف من بیایید.

در مجمع می‌فرماید: گویند: آتش کسی از کفار را ترک نمی‌کند. گویی آن‌ها را می‌خواند. و به قولی خداوند برای آتش، سخن گفتن را می‌آفریند و به قولی: ماءموران جهنم آن‌ها را می‌خوانند. همان اقوالی که در آیه قبلی گذشت. ولی چنانکه گفته شد: ظهور آیه در شعور، حیات و تکلم آتش می‌باشد:

" و للذین کفروا بربهم عذاب جهنم و بئس المصیر. اذا القوا فی‌ها سمعوا لها شهیقا و هی تفور، تکاد تمیز من الغیظ کلما فی‌ها فوج سئلهم خزنتها الم یاءتکم نذیر " 4.

یعنی: و بر آنانکه به خدای خود کافر شدند، عذاب جهنم که بسیار بد منزلگاهی است، مهیاست که چون به آتش جهنم درافتند فریاد منکری چون شهیق خران از آن آتش چون دیگ سوزان می‌شنوند. و دوزخ از خشم کافران نزدیک است شکافته و قطعه قطعه شود و هر فوجی را که به آتش درافکنند خازنان جهنم به آن‌ها گویند آیا پیغمبری برای راهنمائی شما نیامد؟.

تمیز به معنای جدا شدن است؛ یعنی نزدیک است از شدت غضب منفجر و تکه تکه شود. لفظ غیظ - مانند آیات دیگر - دلالت بر شعور و فهم آتش دارد.

تکمیل مطلب  

در این دنیا، موجودات به دو قسمت زنده و مرده تقسیم می‌شوند. ولی ظاهر آن است که: در روز قیامت، حیات به همه موجودات رسیده و همه چیز زنده می‌شوند. و لااقل بسیاری از آنچه در این دنیا مرده‌اند، در آخرت زنده و باشعور خواهند بود. از جمله جهنم و آتش آن.

از آیه شریفه: 

" و قالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا انطقنا الله الذی انطق کلشی ء " 5.

یعنی: در آن روز گناهکاران به پوستهای خود گویند: چرا بر علیه ما گواهی دادید؟! گویند: خداوند ما را به سخن درآورده است؛ خدایی که همه چیز را به سخن درآورده است .

معلوم می‌شود که روز قیامت، تمام اشیاء نطق خواهند داشت. و لازمه آن، شعور، علم و حیات است.

المیزان نیز این سخن را تاءیید می‌کند. ظهور همه آیات در شهادت اعضاو غیره در تکلم معمولی است. اسباب فعلی از قبیل ضبط صوت و غیره روشن کرده است که در سخن گفتن: زبان ضرورت ندارد. امید است دیگران این مطلب را تعقیب کرده و گسترده تر نمایند.

 

پی نوشت‌ها:

1-  سوره فرقان، آیه 11 - 12.

2-  سوره ق، آیه 30.

3-  سوره معارج، آیه 15 - 18.

4-  سوره ملک، آیه 6 - 8.

5-  سوره فصلت، آیه 21.

تاریخ : 17 آبان 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 1615

پرسش: ایجاد عفاف در جامعه چگونه میسّر است؟

پاسخ: هر يك از دو امر «آگاهى» و «عفاف» لازم و ضرورى است كه با كمال تأسّف، امروزه جوامع ـ به اصطلاح ـ پيشرفته به بهانه‏ ى آگاهى، پرده‏ درى پيشه كرده و در جوامع عقب نگه داشته شده، به بهانه‏ ى عفاف، جهل و نادانى حاكم گرديده است. چه بسيار افراد فراوانى كه در اين جوامع ازدواج مى ‏كنند، بدون آن ‏كه آگاهى لازم نسبت به مسايل ابتدايى زندگى زناشويى دارا باشند و اين خود پى‏ آمدهاى ناهنجار بسيارى همچون بى‏ مهرى و فروپاشى زندگى ‏ها را به دنبال دارد. آموزش اين مسايل به همگان با عفاف منافاتى ندارد و مى‏ توان آگاهى ‏هاى لازم را همراه عفاف براى همه‏ ى افراد جامعه فراهم ساخت. تحقق اين آگاهى و آموزش براى مردم مى ‏تواند در سه مرحله‏ ى كلّى و سه موقعيّت متفاوت قرار گيرد: مرحله ‏ى نخست: مرحله‏ ى علمى كه بايد سطحى، كلّى و بسته باشد و تحقق اين امر در دوران تحصيل متوسطه قابل اجراست. مرحله‏ ى دوم: بايد آموزش اين امور در تمام رسانه‏ ها و وسايل ارتباط جمعى به طور گسترده و شناخته شده و در يك سيستم ثابت و هميشگى منعكس گردد تا چهره‏ ى سالم و ناسالم زندگى، به ‏خوبى خود را نشان دهد. مرحله ‏ى سوّم: به طور قانونى و فراگير در همه‏ ى مناطق كشور آموزشگاه‏ هاى شناخته شده و قابل كنترل، توسط بخش خاصّى ـ كه از قوّت و كمال روحى وسلامت عمومى وعلمى برخوردار باشد ـ تشكيل گردد تا هر فرد پيش از ازدواج به الزام و در مدت معينى؛ براى نمونه، يك ماه در جلسات آموزشى شركت كند و سپس مورد آزمايش و امتحان قرار گيرد و گواهى «صلاحيت ازدواج» دريافت نمايد؛ به‏ طورى كه بدون اين گواهى، امكان ازدواج وجود نداشته باشد و تخلف افراد، پى ‏گرد قانونى داشته باشد؛ پس بايد براى ازدواج مراحل و مقدمات لازم پيش ‏بينى شود تا عظمت و اهميّت اين كار روشن گردد.

تاریخ : 23 مهر 1393 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 1643
زندگی با خورشید هشتم الفبای زندگی الفبای زندگی جلد 2 نقش ماهواره در زندگی بصیرت در زندگی اخلاق کریمانه فرهنگ و اقتصاد بی بصیرتانی از تاریخ کربلا هنر سخنوری در اعجاز بیان هنر سخنوری در اعجاز بیان چگونه سخنران خوبی شویم؟ یارانی از تبار عرشیان الفبای زندگی بصیرت در زندگی چاپ اول زندگی به سبک آفتاب خطبه فدکیه ،ذوالفقار فاطمه(س) همدلی و همزبانی دولت و ملت پنجره ای به زندگی اقتصاد مقاومتی ردپای گرگ
دفترنشر آثار واندیشه های استاد سروری
طراحی و بهینه سازی : ثامن تم