دفتر نشر اثار واندیشه های حجت الاسلام سروری

×
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
چهارشنبه, 05 تیر 1398
کودکان در فضای مجازی نوجوانان در فضای مجازی خانواده و شبکه های اجتماعی میوه های اخلاقی انبیاء زندگی و خدا فصل دل تکانی خصوصیات مرد خوب و اهل زندگی بر باد رفته منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر پله ای تا خدا اقتصاد مقاومتی تولید اشتغال در دست چاپ در دست چاپ در دست چاپ
آیه های زندگی
آیه های زندگی
آیه های زندگی

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ سوره حجرات ایه 12

 

ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، از بسیاری‌ ازگمانها بپرهیزید که‌ پاره‌ای‌ از گمانها گناه‌ است‌…

[ آرشیو کامل ]

سفری کوتاه اما آموزنده
 مرحوم کلینی از عبدالله بن عطا نقل کرده است که روزی امام باقر (علیه السلام) به من فرمود:« دو مرکب را زین کن. من یک استر و یک الاغ آماده کردم و با این اعتقاد که استر برای آن بزرگوار مناسبتر است آن را به ایشان پیشنهاد کردم.» حضرت فرمود:« من الاغ را برای سوار شدن خودم ترجیح می‎دهم.» الاغ را به نزدیک امام بردم، رکابش را گرفتم و حضرت سوار شد.

روی مرکب که قرار گرفت فرمود: «حمد خدای را که ما را به اسلام هدایت کرد، قرآن را به ما آموخت و با (برگزیدن) محمد (صلی الله علیه و آله) بر ما منت نهاد، اَلحَمدُلله الّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقرِنین؛ «حمد خدایی را که این (مرکب) را مسخّر ما گردانید در حالی که ما خود توان مهار کردنش را نداشتیم.»

همین طور به سفر خود ادامه دادیم تا این که به سرزمینی رسیدیم. به حضرت عرض کردم: « فدایت گردم، نماز!» فرمود: « این جا وادی مورچگان است و نماز در آن سزاوار نیست.» از آن جا حرکت کردیم، به زمین دیگری رسیدیم باز به نماز اشاره کردم، فرمود:« این جا هم نمکزار است و نماز در آن نیز سزاوار نیست.» از آن جا نیز گذشتیم، همچنان می‎رفتیم تا این که حضرت در زمینی پیاده شد و در آن جا نمازمان را خواندیم .

بعد از نماز رکاب الاغ را گرفتم، آن بزرگوار سوار شد و همان دعاها و اذکار را خواند و سپس فرمود:« خدایا! مُرجئه(1) را لعن فرما! زیرا آنان در دنیا و آخرت دشمنان ما هستند.» عرض کردم:« چه شد به یاد مرجئه افتادید؟ »فرمود: «به ذهنم خطور کرد.»(2)حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

اَلرَّفیقُ ثُمَّ السَّفر.

برای مسافرت ابتدا رفیق راه بجویید آنگاه سفر کنید.(3)

تاریخ : 8 آذر 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 433
من بچه ها را به پنج دلیل دوست دارم

پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند :
اُحِبُّ الصِّبيانَ لِخَمسٍ :

من بچه ها را به پنج دلیل دوست دارم :

 

اَلاوَّلُ : اَنـَّهُم هُمُ البَكّاؤونَ ،
اول آن كه بسيار گريه می كنند . (چشمان گريان كليد بهشت است يعنی گريه از خوف خدا را در زندگی زياد كنيم)


وَالثّانى : يَتَمَرَّغونَ بِالتُّرابِ
دوم آن كه با خاك بازی می كنند . (يعنی تكبر و نخوت و خودپسندی در آن ها نيست)


وَ الثّالِثُ : يَختَصِمونَ مِن غَيرِ حِقدٍ سوم آن كه با يكديگر دعوا می كنند ولی زود آشتی كرده و كينه به دل نمی گيرند


وَ الرّابِـعُ : لا يَدَّخِرونَ لِغَدٍ شَيئا .
چهارم آن كه چيزی برای فردا ذخيره نمی كنند . (چون آرزوی دور و دراز و طمع طولانی ندارند)


وَ الخامِسُ : يُعَمِّرونَ ثُمَّ يُخَرِّبونَ ؛
پنجم آن كه خانه می سازند و سپس خراب می كنند (دل بسته و وابسته به امور دنيوی نيستند)


منبع : کتاب مواعظ العدديّه، ص233

تاریخ : 21 آبان 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 504
نکته ای در مورد خدا ودل

 

من خدا را دارم
کوله بارم بر دوش
سفری می باید
سفری تا ته تنهایی محض
هر کجا لرزیدم
هر کجا ترسیدم
فقط و فقط گفتم
“من خدا را دارم”

 

تاریخ : 8 آبان 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 425
پیام عید قربان

تاریخ : 10 شهریور 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 615
جمله کوتاه از استاد

تاریخ : 22 مرداد 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 430
* به حرم نرسیده امیرالمومنین (ع) حاجت امینی را روا کرد!

علامه امینی روزی در کوچه «سوق الحویش» نجف عبور می‌کردند؛ سیدی که به قصابی اشتغال داشت به علامه گفت؛ با شما کاری دارم؛ ظاهراً علامه در مسیر برگشت فراموش می‌کنند نزد سید بروند، وقتی به منزل رسیدند یادش می‌آید که قصاب با او کار داشت نزد قصاب برگشتند، به علامه عرض کرد بسیار تنگدستم و چهار دختر علویه دارم که لباس ندارند، حتی برای نماز یک چادر دارند، علامه بسیار ناراحت شد و دست سید را گرفت به سمت حرم امیرالمومنین (ع) حرکت کردند، هنوز به حرم امیرالمومنین (ع) نرسیده بودند، حاجت ایشان روا شد. در راه رسیدن به حرم، شخصی به علامه امینی پولی داد و گفت؛ یکی از شیوخ عراق یکصد دینار برای شما فرستاده است، آن ایام، مبلغ زیادی بود، همه را به سید داد و رفت.

تاریخ : 12 تیر 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 553
خوشا به حال چه كسي؟

 

گفتگوهاي فراوان مي شنويم كه: خوشا به حال فلاني كه چنان خانه اي دارد! خوشا به حال فلاني كه چنين ماشيني دارد! خوشا به حال فلاني كه در بانك برنده جايزه وي‍ه شد!

در قرآن آمده است: كه هنگام عبور قارون از كوچه و بازار مردم مي گفتند: خوشا به حال قارون، كاش ما به جاي او بوديم، اما وقتي زمين دهان باز كرد و قارون و تمام ثروتش در آن فرو رفتند، همان مردم گفتند، چه خوب كه ما به جاي او نبديم.

اما به راستي خوشا به حال چه كسي؟

1.خوشا به حال كسي كه: در آنچه انجام مي دهد اخلاص داشته باشد و در امورات خويش تقلب نداشته باشد.

2.خوشا به حال كسي كه: انصاف را در حق ديگران رعايت كند و هر آنچه براي خود مي پسندد براي ديگران هم بپسندد و اگر خويش روا نمي دارد براي ديگران هم راندارد.

3.خوشا به حال كسي كه: به آنچه او را كفايت مي كند، قناعت كند و با اخلاص و طمع مقدمات تلخ كامي زندگي خويش را فراهم نسازد.

4.خوشا به حال كسي كه: همواره به ياد خدا باشد و ياد خدا سرطان غفلت را در وجود خويش معالجه نمايد و با ذكر حقيقي خدا، دوري از فساد و گناه ممكن خواهد بود.

5.خوشا به حال كسي كه: دوستي و رفاقتش، حب و بغضش، براي خدا و در چارچوب فرمان هاي الهي است. كه نتيجه آن محشور شدن با صالحان خواهد بد.

6.خوشا به حال كسي كه: سكوتش تفكر باشدكه به قول لقمان حكيم، فكر كردن راهي است به سي بهشت و همين فكر كردن بهترين راهنما، تقويت كننده عقل، بازدارنده از خطا و ثوابش از 70 سال عبادت برتر است.

تاریخ : 20 خرداد 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 530
جملات کوناه از استاد سروری
   
   
   
تاریخ : 23 اردیبهشت 1396 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 627
پس گربه کجاست ؟؟؟


یک روز بهلول یک من ( سه کیلوگرم) گوشت خرید ، به خانه برد ، به زنش گفت : من امشب مهمان دارم این یک من گوشت را برای شام آنان کباب کن!
پس از رفتن او ، زنش بلافاصله گوشت ها را کباب کرد و چند نفر از خانم های همسایه را دعوت کرد و با هم کباب سیری خوردند.
شب وقتی بهلول به خانه آمد و سراغ کباب را گرفت ، زن گفت: من در حال درست کردن آتش بودم که گربه آمد و تمام گوشت ها را برد و خورد!!
بهلول بدون درنگ رفت ، گربه را که در گوشه حیات نشسته بود گرفت : ترازویی آورد و گربه را وزن کرد. وزن گربه درست یک من ( سه کیلو ) بود.
بهلول با عصبانیت رو به زنش کرد و گفت :
اگر این گربه است پس گوشت کجاست؟
و اگر این گوشت است پس گربه کجاست؟؟؟

تاریخ : 16 اسفند 1395 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 647
خدا چه میکند؟ چه میپوشد؟چه میخورد؟


پادشاهی به وزیرش گفت:

۳ سوال می‌كنم فردا اگر جواب دادى وزیر هستى و اگر نه از مقامت عزل می‌شوى.

ـ سوال اول: خداوند چه می‌خورد؟
ـ سوال دوم: خداوند چه می‌پوشد؟
ـ سوال سوم: خداوند چه كار می‌كند؟

تاریخ : 4 اسفند 1395 .:. نظرات : 0 .:. بازدید : 796
کودکان در فضای مجازی نوجوانان در فضای مجازی خانواده و شبکه های اجتماعی میوه های اخلاقی انبیاء زندگی و خدا فصل دل تکانی خصوصیات مرد خوب و اهل زندگی بر باد رفته منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر منهاج المنابر پله ای تا خدا اقتصاد مقاومتی تولید اشتغال زندگی با خورشید هشتم الفبای زندگی الفبای زندگی جلد 2 نقش ماهواره در زندگی بصیرت در زندگی اخلاق کریمانه فرهنگ و اقتصاد بی بصیرتانی از تاریخ کربلا هنر سخنوری در اعجاز بیان هنر سخنوری در اعجاز بیان چگونه سخنران خوبی شویم؟ یارانی از تبار عرشیان الفبای زندگی بصیرت در زندگی چاپ اول زندگی به سبک آفتاب خطبه فدکیه ،ذوالفقار فاطمه(س) همدلی و همزبانی دولت و ملت پنجره ای به زندگی اقتصاد مقاومتی ردپای گرگ در دست چاپ
دفترنشر آثار واندیشه های استاد سروری
طراحی و بهینه سازی : ثامن تم
X
کانال ایتااستاد